تبليغاتX
نوشته های پژوهنده

نوشته های پژوهنده

شبلی های دنیای مدرن


"پس شبلی در مقابلهء او بايستاد و آواز داد که: اَوَلَم نَنهَک عَنِ العالَمينَ؟ و گفت: مَا التصوّف يا حلّاج؟ گفت: کمترين اين است که می بينی. گفت: بلندتر کدام است؟ گفت: تو را بدآن راه نيست. پس هر کسی سنگی می انداختند. شبلی موافقت را گلی انداخت. حسين بن منصور آهی کرد. گفتند از اين همه سنگ چرا هيچ آه نکردی؟ از گلی آه کردن چه سرّ است؟ گفت از آن که آنها نمی دانند، معذورند. از او سختم می آيد که می داند که نمی بايد انداخت..." تذکرةالاولياء، عطار نیشابوری، انتشارات زوار، صفحه ی ۵۹۲

***
چند هفته‌ای است در بررسی سیستم‌های الکتروشیمیایی نوین، موضوع جدیدی را زیاد می‌بینم که استفاده از فرآیندهای طبیعی و الگوبرداری از سیستم‌های زنده برای ایجاد انرژی الکتریکی از شیمیایی هست. سالیان ِ زیادی است که الکتروشیمیست‌ها تحقیق می‌کنند که Biofuel cell ها را بهتر بشناسند و از واکنش‌هایی که  در بدن موجودات زنده برای تامین انرژی مورد نیاز از اکسایش گلوکز و ساختارهای آلی وجود دارد، گرته‌برداری صنعتی کنند. بازده چنین سیستم‌های الکتروشیمیایی از همه پیل‌هایی که تا کنون بشر ساخته  (الکلی، غشای انتقال پروتون، اکسید جامد و بقیه) با تفاوت فاحشی بالاتر هست. واکنش‌های جانبی سلول‌های زنده که شاید تا هزاران در واحد حجم برسند به نحوی اسرار آمیز کنترل می‌شوند و تنها واکنش اکسیداسیون اصلی پیش می‌رود و مشکل اصلی سیستم‌های بشرساز ِ تولید الکتریسیته یعنی "دوام" الکترودها و غشاها هم به نحو اعجاب‌انگیزی در این پیل‌های سوختی ِ زنده حل شده است.
برای ساخت یک سلول الکتروشیمیایی با کارکرد مفید، بشر همین حالا که 163 سال از اختراع پیل سوختی توسط ویلیام گرو می‌گذرد، ده‌ها سال فاصله دارد. موضوع فقط جنبه‌های فنی و مشکلات اجرایی نیست، بلکه در تئوری و مبانی نیز ما هنوز حتی به درستی نمی‌دانیم که "واکنش محدود کننده سرعت" در یک فرآیند نه چندان پیچیده الکتروشیمیایی کدام است و با فرض‌های مختلف و حدس و خطا پس از صرف وقت بسیار مکانیسم یک واکنش را تئوریزه می‌کنیم که آن هم به راحتی قابل نقض شدن یا دست کم بهبود یافتن هست.

***
برایم حرف جدیدی نبود وقتی چند روز پیش از زبان یک استاد مسلم حوزه الکتروشیمی شنیدم: "واقعا متعجبم که بدن چگونه در مورد اکسایش گلوکز اینگونه دقیق کار می‌کند". عجز دانشمندان در برابر پیچیدگی‌ها و عملکرد متحیر کننده بدن موجودات زنده نه فقط از ناتوانی فنی در ساخت سامانه های مشابه، که بیشتر از فقر نسبت به دانشی است که در پس این اجرای با شکوه جریان دارد.

***

خداناباوران را که می‌بینم که در دانشگاه‌های مطرح دنیا مشغول پژوهش و تحصیل هستند، و این همه ناتوانی بشری و آن همه توانمندی موجود برتر در ایده، شکل‌دهی و  اجرا را می‌بینند و هنوز کبک‌گونه سر در خاک جهل فرو کردند که "... تکامل توسط انتخاب طبیعی باعث بهتر شدن سیستم‌های زنده شد (+)" و وجود قدرت مطلق را نادیده می‌گیرند، بی اختیار به یاد شبلی می‌افتم که می‌دانست و باز گل پرتاب می‌کرد، و حلاج تنها از او گله‌مند بود؛ چه "تجاهل" به مراتب از "جهل" خطیرتر است.
---------------------------------------------------------------------------
پی نوشت 1: حتما در خبرها خواندید که شتاب‌دهنده سرن بخاطر یک مشکل فنی در سیستم سرمایش و بعد نشت هلیوم از کار افتاده و امسال شروع به کار نخواهد کرد.
حساب کنید کسانی که دل خوش کرده بودند به "بر ملا شدن راز تکامل عالم" و بعد با خیال راحت (و البته توپ پر) پرداختن به کفر علمی و بی خدایی تئوریک، الان چه چهره‌های جذابی دارند. اینان هیچ گاه نخواهند فهمید که "کن فیکون" تنها فرآیند ساخت و تولید در عالم است که technical fault ندارد!

پی نوشت 2: به ذهنم رسید بازی وبلاگی ای راه بندازیم برای خداباوران، هر کس در زمینه کاری خودش مثالی را بیاورد که دانش و توانمندی فعلی بشر چقدر تا مورد مشابهی در طبیعت و از مخلوقات خداوند در همان زمینه فاصله دارد. اگر فرصتی شد همین مورد پیل های سوختی زنده را با جزییات می نویسم و بازی را شروع می کنم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مهر1387ساعت 1:15  توسط پژوهنده  |